حسن حسن زاده آملى

494

هزار و يك كلمه (فارسى)

قطبنما و قبله‌نما آورده‌ام ، اكتفاء مىكنم ، و آن اين‌كه : تيمسار سرتيپ حسينعلى رزم‌آرا رحمة الله عليه كه آوازه قبله‌نماى او همه جا را فرا گرفته است ، در اول ارديبهشت‌ماه سنه هزار و سيصد و پنجاه و شش هجرى شمسى ، شخصا به تنهايى در قم به ديدارم آمد ، و يك عدد قبله‌نما كه از كارهاى بسيار ارزشمند آن شادروان زنده‌ياد است با برخى از آثار قلمى ديگرش را برايم تحفه و هديه آورده بود ، پس از آن من نيز روزى راهى تهران شدم و بديدارش رفتم كه چه گشاده‌رويى و تازگيها و مهمان‌نوازى بسزا بنمود . حقا او را مسلمانى معتقد و دانشمندى متواضع و منصف و نيك‌منش و خوش‌محضر يافتم . در جلسه قم ، مسائلى چند در پيرامون موضوعات گوناگون هيوى پيش آمد ، دليل برخى از آنها را طلب كرد ، ما هم مآخذى از تراث علمى علماى دين و مصادرى از كتب دانشمندان پيشين را به حضورش عرضه داشتيم ، كه بسيار شگفتگى از خود نشان داد ، و همى ابتهاج و انبساط مىنمود ، و از من خواست كه اين حقايق و معارف با شرح و بسطى در دست دانشمندان و انديشمندان قرار گيرد . به اميد اجابت مسئولش كه لعلّ الله يحدث بعد ذلك امرا . اما دربارهء بخش سوم اين سؤال كه فرموديد : « ما شنيديم در زمان طاغوت ، ظاهرا يك مسئله لا ينحلّ رياضى . . . » ، حقيقت مطلب بدين‌گونه است كه به عرض مىرسانم : بنده در نه سال از سنه 1337 شمسى تا سنه 1345 تقويم - يعنى سالنامه - استخراج كرده‌ام . و مأخذ استخراجم زيج بهادرى و زيج الغ بيكى و نسخه‌اى از تسهيل زيج محمّد شاهى بوده است . يكى از استادان رياضى آن زمان دانشگاه تهران كه چند سالى است از اين نشأت رخت بربسته است در دو واقعه ، آشكارا مرا تكذيب كرد كه در هردو واقعه صحّت محاسبه من به وقوع پيوست . يكى واقعه كسوفى بود كه يك روز يا دو روز قبل از روز وقوع آن در روزنامه اطلاعات وقوع آن را يعنى صحّت محاسبه مرا تكذيب كرده است ، و چون كسوف به وقوع پيوست و صحّت محاسبه ما به منصّه ظهور رسيد ، در فرداى آن روز ، در همان روزنامه عذرخواهى كرده‌اند ، و ما نيز